از پشت نمازم پیداست
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 1:40
علاقهم رو میگم!حس خوبی بهم دست میده وقتی فقط خودمو خدا میدونیم چقدر دوسش دارم :) لوس بازی بسه :| بد و خوب داره خوش میگذره(!). بگذریم که همیشه موانع سر راهن. خب اونا هستن که برداشته بشن. اگه قرار بود بدون سختی و تلخی به زندگی ادامه بدیم، مریض بودیم؟ مثل دنیایی که از اول بهشت باشه :( که چی فانوسن؟! هد...
خزون داغ
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 1:40
شاعر گفت:آهای خزون داغ باغ بیبهاری شبیه چهرهام شدم کجای کاری طنین موج و ساحلم خبر نداری خب ولی به نظرم قسمت اول چرته! البته با عرض پوزش از «احسان حائری» عزیز :) اولاً که پاییز سرده. بعدشم آدم اگه تنها باشه یا به هر دلیل شاعرانهی دیگهای ناراحت باشه، سرد میشه. بهار هم که گرمه پس در همهی حالات ممکن خزو...
داداش! یاواش!
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 1:40
خوشی بعضیا مثل دوبس دوبسِ توی ماشیناییه که از مناطق مسکونی رد میشن. آزاردهندهست. صداشو کم کنید تو رو خدا. خوشیاتونو جار نزنید، داد و بیداد نکنید که آی امروز خییییییییییلی خوشحالم چون فلان شده. همین نزدیکی شما شاید یکی باشه که غم و غصههاش سرش آوار شده.برام یه دورهای مهم بود ملت چی میگن. الان خیلی وقت...
بی هوا، همینجوری یهو
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 1:40
توی پستِ دوتا قبلی یه چیزی گفتم در مورد «احسان حائری». الان یه آهنگ باحال از ایشون افتادم که دوست دارم بذارم + قسمتی از متنش. حال کرد کسی، گوش بده بدک نیست صدای این شاعر. چمنزاران بی مرز و دِهی تا گردنش سبز و صدایی از تو که برگشته از کوه من از ابر و تو بالاتر تو از این چشمه زیباتر بیا همپای من ای یا...
خب دیگه رفت
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 22:12
آره. قضیه از این قراره که صابر رفت و با اصرار من چرخوندن اینجا رو به من سپرد. من که به خوبی اون نمیشم ولی سعی میکنم تا جایی که بشه از زبون خودش متن و شعر بذارم اینجا. تبلیغ وبلاگ خودمو هم نمیکنم چون نامردیه :! سلام من به شما :)
نیازمندیم
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 22:12
به دعاهای پرخیر شما جهت بهبود حال رفیق فابریک خود نیازمندیم! دیروز موقع فوتبال دچار کشیدگی شدید رباط صلیبی شد. ممنون میشم اگه براش دعا کنید تا زودتر به روال زندگیش برگرده :)
کمی آشنا شیم
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 22:12
به نام خداسلام خدا رو شکر این روزا داره انقدر سرم شلوغ میشه که بعید میدونم به دنیای مجازی و این حرفا بتونم رسیدگی کنم. شما رو مهمون میکنم به خوندن یه شعر از دوستم «صابر»: شنبههای «از» پیشدار تکرار امرار معاش روز از نو روزی از هیچ در انتظار تغییر دریچهای از امید روبهرو باز است ولی کلید گذر از آن فقط ...
#توصیه_طوری
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 19:43
با سلام و وقت بخیر :)پیشنهاد میکنم انیمیشن Partly Cloudy ساختهی مشترک والت دیزنی و پیکسار [به سال 2009] رو از دیده بگذرونید. دید جدیدی به دنیای اطراف بهتون میده :)
#بی_تو_به_سر_میشود
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 19:43
اولین آهنگی که منو به دنیای راک و متال کشوند، همونطور که میرزای جان هم میدونه، Psycho از گروه Muse بود. ریف (در متال و راک ینی ملودی و ریتم) این آهنگ به قدری روم تأثیر گذاشت که تا یه هفته داشتم فقط همین یه آهنگو گوش میدادم. امشب با توجه اتفاقی که ظهر افتاد دوباره هوس کردم گوش بدم. رسید به اینجا: Lov...
#سیگار_پشت_سیگار
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 19:43
مُد بود گفتن این که: کریم مسلمون نیستی تو! اما حالا این میرزاست که مسلمون نیست. یه آهنگی از حاج [!] رضا یزدانی به دست من رسوند که هم شد عنوان این پست و هم شد انگیزهای برای امتحان یکبار سیگار... نشد! این کاره نیستم. البته اگه منو به جونش قسم نمیداد یه پُک میزدم اما نذاشت. توصیه میشود: متاسفانه مرورگر...
#خسته_یه_خسته
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 19:43
آدمهای کر و کور جان به جان همین هستند که هستند شل و پل لنگ و لوک باز همین و این آزاردهندهتر است برایم حتی از برنامههای شبکهی نور «ژرف آژنگ» درخواستنوشت: غمگینترین آهنگی که میشناسی برام بنویس. ممنونم...
#توشناسی
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 19:43
دانشگاه شهر عشقرشتهای دارد تازه تأسیس شده «توشناسی» کاردانی که هیچ! هنوز پیش نیازش ناشناخته است! «ژرف آژنگ» اینم بگم که رتبهی کنکور تک رقمی هم نمیتونه این رشته رو انتخاب کنه. فقط یه نفر حق داره اونم منم. حرفم نباشه :| آقااااااااا متالیکا آهنگ داده بیرون :)))))))))))))))))))))))))))))))) این پست تقدی...
#صبح_شده
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 19:43
ای آدمک کوکی صبح شد که بیدار شی مثل همهی عمرت تکرار شی و تکرار شی «سیاوش قمیشی» وقته کمی تغییره :)
#حس_عنوان_نیس
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 19:43
رنگ پریدهتر از روی سیاهم شدهام شدهام مرگ ساکن در هتلی به نام چشم خودمم بیعرضهتر از من در دوئل با آینه «ژرف آژنگ»
#احتمالات_بعید
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 19:43
وقتی جایی که زندگی میکنی قابل تغییر نیست «و» تو علاقهای به سازگاری با محیط نداری «چون» معتقدی «داروینیسم پشم :)» پس باید بذاری و بری. عطایی نیست که بخوام به لقاش ببخشم. محیطی رو که فمینیسم و لیسیسم در اون بیداد میکنه رو به درک واصل میکنم و میرم میشینم یه گوشهی دنج و حرفامو توی دفترچهی خاطراتم نگه می...