بیکاری نیز نوعی bk است
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 7:27
از سرواژهسازی میشه به این نتیجه رسید دیگه :))خب دیدم بیکارم، زندگی هم بر وفق مراد نیست بلکه به کتف مراده. با خودم نشستم یه گوشه با خودم فکر کردم و با خودم به این نتیجه رسیدیم که به آرشیو فیلما نگاهی بندازم و بشینم این بار فراستیگونه فیلم ببینم. از اونجایی هم که داشمون، میرزا، هنرمند رشتهی سینماس میت...
والا منم مثل نیچه نفهمیدم
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 7:27
همیشه میدونستم یه نقطهی اشتراکی بین من و نیچه هست :|| و اینم جواب دوستانِ بینمکِ در صحنه :/// گویا این گفتگو بین دوستان در دوران دبیرستان صورت گرفته که انقدر مزه ریخت و پاش شده :|
خدا قسمت بکنه :)
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 7:27
با آرزوی خوشی و سلامتی برای همگان مخصوصاً رفیق خاصهی خودم :))♥♥ متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای...
این یاری که میگم یار نیست :|
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 7:27
محکوم عشقم گرفتار یار مثل پرنده هوادار یار مثل یه سایه به همراه یار بود و نبودم به دلخواه یار هر چی که یار گفت دلم گفت به چشم از گل و خار گفت دلم گفت به چشم هر جا که یار بود دلم گفت برو با گل و خار بود دلم گفت برو هوش دل من به افسون یار فکر دل من پریشون یار گوشهی چشمام فقط جای یار کار دو چشمام تماشا...
و و و
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 7:27
و چه خوش استدیدنِ رویِ خوشِ زیبایِ دلگشایِ دوستداشتنیِ دوست :)))))))
لئو مسلمون نیستی تو
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 7:27
ینی این Revenant رو که دیدم به مسلمون نبودن دیکاپریو ایمان آوردم :| به نظرم دیکاپریو باید سه تا اسکار میگرفت برای این فیلم. خیییییییلی خوب بوداااااا خیییییلی. حتماً توصیه میشه :)-تاتا
منتهی
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 7:27
ریاست محترم دانشگاه قم، پایبندی کارمندهای جنابعالی نسبت به قوانین نانوشتهی وزارت علوم، داخل منتهی الیه کولونِ پایینرویِ اینجانب :)♥
مستانه شو
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 7:27
دیشب اتفاقی به شعری از حضرت حافظ برخوردم که میشد ازش استنتاج کرد ایشون هم جزو خِطّهی No PV و No Asab بوده. حتی در احتمالات دستهی «من گرگم، یه ارتش تکنفره» هم میشه ایشون رو گنجوند. این بود شعر:بس تجربه کردیم در این دیر مکافات با دردکشان هر که درافتاد برافتاد بعضی از عزیزان هم نظرات سازندهای مثل «بلند...
یه کم خراب شد
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 19:55
و هنگامی که میان بزرگان اختلاف افتاد... دیگه اون «من» قبلی رو به گاری بستمش رفت! :): دلیل عنوان نوشت: منبع فونت وبلاگم پولشو نداده بود بیچاره، وبش بسته شد منم فونتم پوکید. میسازمت وبلاگ! :)
سه روز شد
-
تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 19:55
بامرام! سه روز شدااااچی شد پس؟! من بیمعرفت بودم دیگه؟! سه روزه هنوز یه تک زنگ اشتباهی هم نزدی! سر رفته.. حوصلهم که اووووو چنـــــــــد سال پیش سر رفت! الان ریشهی اسمم سر رفته! «صبرم» :(
ای حال نامعلوم، بگیر بکپ لامصب :|
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:23
نصف شبی توی این تاریکی واقعاً چیزی ندارم بگم. چرا بیدارم تا الان؟؟ بیدار بودنه به کنار، ترکیدم از گرسنگی :( پاشدم رفتم پای یخچال یه گوجه بود اندازهی یه مشت همونو چند تیکه کردم با سس رفتم بالا. انگیزهم از این کار فقط جلوگیری از پلاسیدن اون گوجه بود. آخه نمیدونید چقدر بامزه بود طی اتفاقی کاملاً مضحک -...
هیهات من الذله :|
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:23
+آقا-هوم +پسرم -هومم +عزیز پاشو آخرشه! -هوووممم؟! +پاشو ایستگاه آخره دیگه :( -آخ[خمیازه] ببخشید، ایستگاه آخرِ چی؟! +تا الان فکر میکردم من خیلی داغونم! پاشو پسر پاشو. کرایه هم نمیخواد بدی. برو خدا پشت و پناهت ... حالا بگذریم از این. از مشابهاش هم بگذریم. کلاً از بدبختی و اینا بگذریم دیگه :( [در حال ت...
ختام امشب
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:23
طبق روال، انتظاری از کسی ندارم برای خوندن وبم. مینویسم و به اشتراک میذارم که یه حالی عوض کرده باشم. بعضیا میخونن، بعضیا نمیخونن، بعضیا میخونن صداشو در نمیارن و...به هر حال ازتون ممنونم. ضمناً من دفعهی قبل موقع رفتن هر کسی رو دنبال میکردم، از لیست خارج کردم. بدینوسیله از دوستان وبلاگنویس دعوت به عمل ...
خندید و رفت
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:23
+فرشتهی بیداری: روز بخیر، امروز چی میل دارید؟-من: همون همیشگی :) +غم خونِتون بالا رفتهها! هنوزم میخواید ادامه بدید؟ -عوهوم :)
در مزایای سه تیغ
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:23
فیلسوف بزرگ فردریک (فردریش) نیچه میفرمایند: پس سه تیغ کنید تا از بزرگان باشید D:
داداچ!
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:22
هیچوقت اطرافیاش چشم دیدن پشیرفتشو نداشتن :( روحش قرین رحمت عامون باد :(
پدرت خوب، مادرت خوب...
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:22
چه کردهای تو با منبا ما با همه مردمان این شهر امروز خودم دیدم نانوای محل نیز داشت جوش شیرین میزد! «ژرف آژنگ» الان یه سری کجاندیش میان وسط میگن داری صنف نونواها رو زیر سؤال میبری ://
کو؟!
-
تاریخ: 1395/8/4 ساعت: 3:22
رفت و روبروی آینه ایستاد.با تعجب از آینه پرسید: «من» کو؟! پینوشت: گمشدهی عزیز، پیدا شو. بیا که ترجمهای سکوت آینه را :=( -تاتا
دانشگاه قم: سرای همجنسگرایان
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 1:40
به نام خداسلام صابرم :): قرار بود برم دانشگاه ولی انصراف دادم تا سال بعد برم. نمیدونم تصمیم درستی بوده یا نه. شاید نیاز داشته باشم خستگی این دوازده سال رو یجوری دربیارم. شایدم با دیدن رفتار احمقانهی مسئولین دانشگاه قم خواستم تا خودمو مدتی کنار بکشم تا برای تحمل کردنشون سختجونتر بشم! به هر حال یه سال...
آره اینجوریاس!
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 1:40
گویند که شب تاریک باشدشاید که چون تو نیایی برون در شبها «ژرف آژنگ» بعد از یه ماهی که نبودم هنوزم در پی حذف کردن اون مزاحمم. ولی نمیشه خدایا نمییییییییشششششهههههههه. مثل بختک افتاده روی تک تک لحظههام. چجوری میری لعنتی. چرا زندگی من؟! این همه آدم، اییییییییین همه. فقط باید میومدی سراغ من؟! گند بزنن به...